اسلامي تفاوت داشت. باب اول زيج ايلخاني تحرير خواجه نصير (1272)، به گاهشناسي چيني، يوناني، عربي و ايراني اختصاص دارد. اخترشناس ديگر مراغه به نام محيالدين مغربي رسالهٴ ديگري در توضيح تقويم چيني و اُيغوري نوشت. بدين ترتيب، مردم كمكم از همسايگانشان آگاه ميشدند. پيش از آن، انگيزههاي بدوي سبب شده بود، يكسره از وجود همسايگانشان غافل باشند. بر اثر نيازهاي چندگانهٴ تجاري، سياسي و علمي مردم تدريجاً ياد ميگرفتند با يكديگر خوشرفتاري كنند -- ولي اين تنها آغاز كار بود.
12. احكام نجوم (اخترگويي). صحبت نكردن از احكام نجوم (اخترگويي) غيرممكن است، نهتنها بهخاطر اهميتي كه داشت (به ياد داشته باشيم كه براي درك علوم قرون وسطايي بايد تا حدي از ديدگاه قرون وسطايي، بدان توجه كنيم)، بلكه هم از اينرو كه از اخترشناسي جدا نشدني بود. اين دو قلمرو از راههاي مختلفي به هم متصل بودند. مثلاً تعداد زيادي جدولهاي نجومي وجود داشت، چون در امور مربوط به احكام نجوم به آنها نياز ميافتاد. براي همان منظور غيرعلمي، رصدهاي دقيقي صورت ميگرفت و ابزارهاي نجومي ايجاد ميشد.
خوشبختانه انگيزهٴ ناروا، نه از ارزش رصدها چيزي ميكاست و نه كارايي ابزارهاي نجومي را تحتتأثير قرار ميداد.
هر اخترشناسي يك اخترگو هم بود. هر كس كه دربارهٴ موضوعهاي نجومي مينوشت ناگزير بود رسالههايي هم در علم احكام نجوم تدوين كند. ازاينرو گزارش كامل احكام نجوم مستلزم مرور مجدد همان افراد خواهد بود. اين كار ملالآور و بيهوده است، به جاي آن بهتر است مثالي چند انتخاب كنيم.
عدنان عين زربي كه از همان ولايت ديوسكوريدس برخاسته بود (در كيليكيهٴ قديم، در ارمنستان صغير) رسالهاي راجع به كاربرد اخترشناسي در پزشكي نوشت. اين نمونهاي از رسالههاي فراوان ديگري بود از همان نوع
( ¿ قسمت 62). از آن پس اخترشناسي، يعني احكام نجوم، نزديكترين معادل بود با علوم پيشنياز پزشكي در زمان ما. براي يك پزشك قرون وسطا دانستن احكام نجوم همان قدر لازم بود، كه دانستن فيزيك و شيمي براي پزشك امروزي. او هر چه بيشتر از احكام نجوم ميدانست، خود را دانشمند ميشمرد. هنگامي كه چنين معلومات و اعتماد به نفسي با ناداني قرين ميشد نتيجه مصيبتبار بود. ولي در خيلي موارد عيبهاي اصول بهطور ناخودآگاه بهوسيلهٴ عقل سليم جبران ميشد. نويسندهٴ كثيرالتأليف، فخرالدين رازي، رسالههايي در احكام نجوم به عربي و فارسي نوشت. يهودي مرتد سموئيل بن عباس، از تباري مغربي كه به مشرق رو كرده بود، در 1165 رسالهاي تأليف كرد و در آن خطاهاي اخترگويان را برشمرد.
اين سه مسلمان به سدهٴ دوازدهم تعلق دارند. بزرگترين اخترگوي مغربي در آن سده، ابراهيم